در ایام قرنطینه از آنجایی که بیشتر اعضای خانواده با هم هستند و ممکن هست روابط بین فردی خانواده ها دچار مشکل بشود لازم دیدم موضوع مهمی را برای شما بزرگواران بنویسم. در جامعه ی ما برخی رفتارها تشویق می شوند که به هیچ وجه بیانگر سلامت روان نیستند.بزرگترها به شیوه نادرستی تربیت شده اند، با همان شیوه فرزندشان را تربیت می کنند و چون بین اکثریت قریب به اتفاق جامعه رفتاری دیده می شود که برایشان آشناست پس نتیجه می گیرند همگی در حال انجام رفتارهای درستی هستند. در حالیکه اینگونه نیست. ابتدا بهتر است بدانیم که هیجانات درونی ما شامل غم، تنفر، تعجب، شادی، خشم، شرم و ترس می باشند و ابراز درست آنها حکایت از سلامت روان فرد دارد.
بیشتر افراد با مشکلی روبرو هستند به نام “بازداری هیجانی” که افراد مبتلا به آن وقتی در حد شدید آن را دارند حتی نمی توانند به کسی که دوستش دارند بگویند که دوستش دارند و یا وقتی بدلیل مسائل پیش آمده در رابطه شان، صلاح بر این است که هیجان شان را بروز دهند قادر به بیان احساسات شان به روش درست نیستند بنابراین علی رغم میل باطنی شان در روابط نادرست باقی می مانند و برای همیشه احساس سرخوردگی، خشم، تنفر، طرد، نادیده گرفته شدن و غیره می کنند.
برای روشن شدن مطلب مثالی میزنم. راجع به بچه ای صحبت می شود که در روز تولدش کسی برایش “صابون”هدیه آورده، او خیلی ناراحت میشود و وقتی کادو را باز می کند از کسی که این هدیه را آورده بود تشکر نمی کند و برایش لبخند نمی زند. جالب است بدانیم او احساس واقعی اش را بروز داد. چون در دلخوری و رنجش نمیتوان لبخند زد و درست نیست که ریاکارانه بابت چیزی که از آن خوش مان نیامده رفتار کنیم. اما نکته اینجاست وقتی والدین و بزرگترها کودک را وادار می کنند خلاف احساسات واقعی اش تظاهر به کاری کند و هیجاناتش را سرکوب کند در نتیجه آن فرد چگونگی رویارویی با هیجاناتش را یاد نخواهد گرفت. میتوان به کودک پیشنها داد جلو برود یا همانطور که سر جایش است تشکر کند اما بگوید “دوست داشتم‌چیز دیگری را به جای صابون میدیدم”. اگر به کودک اجازه داده نشود در مورد چیزی که ناراحتش کرده به روش درستی حرف بزند، دچار “بازداری هیجانی” خواهد شد.والدین حق ندارند همیشه به کودک بگویند:” پسرا که گریه نمی کنن”،”پدرت داره زحمت میکشه”،”حرف نزن، بَده”،”ما این همه برات هزینه می کنیم”،” ما این همه امکانات نداشتیم”،” وقتی بچه بودیم ما رو تحویل نمی گرفتن” و غیره…
در این مورد پیشنهاد می کنم والدین روش درست را از یک متخصص یاد بگیرند.
به جای این جملات بهتر است روش منطقی جواب دادن به کودک و برخورد با او را یاد بگیرید. خفه کردن صدای اعتراض و ابراز هیجان کودکان روش درستی نیست.