مرثیه ای برای نسلی که چیزی ندید!

(سخنی با اولیا،‌در خصوص مصرف محصول هنری توسط فرزندان)

     در جهان خاکستری امروز، تلاش در جهت پیدا کردن راهی برای آرام تر بودن یا امیدوار بودن عمدتا مسیری رو به شکست است؛ نسلهایی که از پسِ هم، بزرگتر شدن را پس زدند؛ سن بالا با روح کوچک، هم نشینیِ غیر مسالمت آمیزیست. گویی امروز آدم ها فراموش کرده اند که این خلوت انسان است که تسکینش می دهد، بزرگترش می کند، عصبی می کند یا حتی وجود نداشتنش ما را به جنون می کشاند. شاید اگر روح و تخیلِ آدمها کمی بیشتر مورد توجه بود، امروز، جهان ما جهان آرامتری می شد. جهانی آرام، حکومتی آرام یا مملکتی آرام تنها با بزرگ بودن، آرام بودن و کمی متفکرتر بودن آدمهای درونش است که متولد می شود و در مسیر آینده ی خودش گام برمیدارد.

     مدتی قبل به عنوان ناظم در مدرسه مشغول به کار شدم؛ آخرین باری که مدرسه ای را دیدم، دوران دانش آموزی خودم بود؛ در این ملاقات مجدد با مدرسه، به نظر تمام قواعد تغییر کرده است، نسل ها باز آفرینی شدند، این بار خبری از تنبیه نبود، خبری از دعوا سرِ صفِ بوفه هم؛ نسلِ نو حتی بازی نو را هم متولد کرده است، دیگر خبری از گرگم به هوا، بالابندی، قایم باشک نیست، بازی هایشان هم مافیایی شد، گروه بندی های مافیایی، با قدرت های عجیب و غریب! شلیک های انتزاعی و کلمات و جمله بندی های جدید و مراحل عجیب! به این فکر کردم که نسل ما، آخرین نسلی بود که زیبایی های جهان را دید، شهر موش ها برای ما اکران شد، کلاه قرمزی و گربه ی آوازه خوان را یکبار، آن هم در سینما دیدیم! نسل امروز اما رها شد در فیلمهایی که چیزی برای دیدن نداشتند. شاید بهتر است برایشان زیبایی یک گل سرخ را یاد آوری کنیم و برایشان از جهان زیباتری حرف بزنیم؛ شهر بزرگ قصه ها. کودکی جهانِ وسیعتری است که امروز برای کودکانمان محدود شده. اما راهکار کدام است؟! کدام راه برای کودکانمان خطر کمتری دارد؟!

     بهترین و مناسب ترین راه برای تربیت تخیل آدم ها، از کودکان دو ساله تا کودکان دویست ساله، هنر است. مصرفِ خوبِ هنری یعنی پرورش خوبِ ذهن، یعنی تربیت ذهن برای مواجهه ای درخور با بدی های غیر علمیِ این جهان، یعنی فراتر بردنِ قابلیت های ذهنی آدم، در نتیجه کمکی برای آدم بهتری شدن. بقول آلن دوباتن، نویسنده ی خوب سوییسی:

«  هنر، مانند هر ابزار دیگری، این توانایی را دارد که قابلیتهای ما را از آنچه که طبیعت به ما داده، فراتر برد. هنر می تواند برخی نقطه ضعف های ما را جبران کند و در این مورد بیشتر منظور نقطه ضعف های ذهنی است نه جسمانی. نقطه ضعف هایی که می توانیم آنها را ناشی از تزلزل روانی بدانیم.«

     برای نسلی که کشتن اهریمن را با به خاک زدن پشتِ قلدرِ مدرسه دیگر نمی بیند، برای نسلی که طعم خوش زندگیِ اجتماعی و گروهی را در فوتبالِ توی کوچه ی خاکی جلوی خانه با ده یا بیست همسایه نمی چشد، برای نسلی که لذتِ داشتن را پس از حسرتِ دوچرخه نداشتن هیچوقت نمی فهمد، برای نسلی که شعفِ داشتن و بازی کردنِ تنها یک شب تا صبح پلی استیشنِ کرایه ای را زندگی نمی کند، برای نسلی که حتی ترس و دردِ تنبیه ناظمِ چوب به دست مدرسه را حس نمی کند، دیگر جایی برای یافتن معنی های جدی ترِ اجتماعی نیست، تا تماشا کند، ایثار رو، از خودگذشتگی رو، تلاش رو، شکست رو، پیروزی رو و بسیاری از معانی بزرگِ انسانی.

     سینما سفرِ مناسبی است برای تماشا و زندگی چنین مفاهیمی، کتابِ خوب هم. دست کودکانمان را در جهان پوشالی اسپایدرمن ها، جوکرها، رمبوها، بن تن ها و… رها نکنیم. تمام اوقات کودکمان را با درس و تفریح روزانه اش را با بازی رمبو ی پلی استیشن پر نکنیم، قهرمان هایی با قدرتهای عجیب که هیچ چیز در جهان نمی تواند جلویشان را بگیرد! این شبه قهرمان از واقعیتِ در خیابان و خلوتِ آدمها دور است، بسیار دور. هنرِ تنها بودن را با آنها تمرین کنیم. هنرِ آرام بودن و زیستن را هم. هنرِ تاب آوردن دیدنِ چیزهای بد هم. کمک کنیم تا همراه با هری پاتر به تحصیلِ در هاگوارتز برود و هزار جور  قصه ببیند، اجازه دهیم تا در خانه ی دوست کجاستِ کیارستمی برای پس دادن دفترِ مشق، سراغ خانه ی نعمت زاده را بگیرد. اجازه دهیم تا در بچه های آسمان مجیدی، همراه با علی بدود که بتواند برای خواهرش یک جفت کفش به خانه ببرد. کمک کنیم تا در آبادانِ 51 برای یک دقیقه ساز دهنی زدن، صاحب ساز را در فیلم سازدهنیِ محمد نادری را کول کند.

      به کودکانمان فیلم بهتر نشان دهیم. اجازه دهیم تا با شخصیت های ادبی و سینمایی در جهان بی انتهای سینما و ادبیات در مسیر مکاشفه قرار بگیرند، با شخصیت ها، چالش های متنوع انسانی را زندگی کند، که چنین تماشایی هرگز با اسپایدرمن ها و رمبوها اتفاق نخواهد افتاد. در آینده ای نزدیک حتما در مقاله ای بر نقد یک فیلم و یک کتاب بطور اختصاصی خواهیم پرداخت و به پیوست برای این مقاله چند فیلم و کتابِ (شاید خوب) را معرفی می کنم.

با مهر و احترام بسیار

بهار98

آقای ناظم «سعید بخشی»

کتاب ها:

  • مجموعه هری پاتر: جی.کی.رولینگ /  ویدا اسلامیه

  • دنیای سوفی:‌ یاستین گوردر / مهرداد بازیاری

  • شازده کوچولو: دوسنت اگزوپری / احمد شاملو

  • ماهی سیاه کوچولو: صمد بهرنگی

  • مغازه خودکشی: ژان تولی / احسان کرم ویسی

  • عطر سنبل، عطر کاج: فیروزه جزایری دوما / محمد سلیمانی نیا

  • نامه به کودکی که هرگز زاده نشد: اوریانا فالاچی / لیلی گلستان

  • ارباب حلقه ها: جی. آر. آر. تالکین / رضا علیزاده

  • قلعه حیوانات: ژرژ اورول / امیر امیرشاهی

  • آلیس در سرزمین عجایب: لوییس کارول / زویا پیرزاد

فیلم ها (سینمای ایران) :

  • خانه ی دوست کجاست؟ : عباس کیارستمی

  • نان و کوچه: عباس کیارستمی

  • ساز دهنی: محمد نادری

  • دونده: محمد نادری

  • بچه های آسمان: مجید مجیدی

  • آواز گنجشکها: مجید مجیدی

  • شهر موشها: مرضیه برومند

  • گلنار: کامپوزیا پرتوی

  • مدرسه پیرمردها: علی سجادی حسینی